دانستنی ها

کوه به کوه نمی رسد اما آدم به آدم می رسد

در دامنه دو کوه بلند، دو آبادی بود که یکی «بالاکوه» و دیگری «پایین کوه» نام داشت؛ چشمه ای پر آب و خنک و گوارا از دل کوه می جوشید و از آبادی بالاکوه می گذشت و به آبادی پایین کوه می رسید. این چشمه زمین های هر دو آبادی را سیراب می کرد. روزی ارباب بالا کوه به فکر ... ادامه مطلب »

ریشه تاریخی ضرب المثل «مرغ از قفس پرید»

این ضرب المثل در کشور انگلستان ریشه گرفته و داستان تاریخی آن احتمالاً به شرح ذیل می باشد: در سال ۱۶۲۵ چارلز اول در بیست و پنج سالگی به جای پدر بر تخت سلطنت انگلستان نشست. در آغاز سلطنت چارلز اول گمان می رفت که او بر خلاف پدر مصوبات پارلمان را محترم شمارد. اما سه بار انحلال پارلمان انگلستان  ... ادامه مطلب »

حکایت ضرب المثل مرغ همسایه غازه

روزی ملانصرالدین برای خرید کفش نو راهی بازار شد، به راسته ی کفش فروشان که رسید وارد مغازه ای شد که انواع مختلفی از کفش ها در آن وجود داشت، فروشنده برای آزادی انتخاب ملا چند جفت کفش هم از انبار آورد. ملا کفش ها را ا یکی پس از دیگری متحان کرد، اما هیچ کدام را نپسندید. او هر کدام از کفش ها را که می پوشید ایرادی بر ... ادامه مطلب »

زاغکی قالب پنیری دید

زاغکی قالب پنیری دید به دهان برگرفت و زود پرید بر درختی نشست در راهی که از آن می گذشت روباهی روبه پرفریب و حیلت ساز رفت پای درخت و کرد آواز گفت به به چقدر زیبایی چه سری چه دمی عجب پایی پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ نیست بالاتر از سیاهی رنگ گر خوش آواز بودی و ... ادامه مطلب »

عشق و فریاد

استادى از دانشجویانش سوال کرد: چرا ما در هنگام عصبانىت داد می‌زنیم؟ چرا مردم وقتی خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌كنند و سر هم داد می‌زنند؟ دانشجویان به فکر فرو رفتند و یكى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم. استاد پرسید: این كه خونسردیمان را از دست می‌دهیم صحیح است امّا چرا ... ادامه مطلب »

خوشبختی کجاست

شخصی از خدا سوال کرد: کجا می توان خوشبختی را یافت؟ خداوند فرمود: آن را در خواسته هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم. او با خود فکر کرد و گفت: اگر خانه ای بزرگ داشتم، بی گمان خوشبخت خواهم بود. خداوند به او خانه ای بزرگ عطا فرمود. دوباره او گفت: اگر پول فراوان داشتم، ... ادامه مطلب »

ریشه تاریخی ضرب المثل «پا را به اندازه گلیم خود درازکردن»

در روزگار قدیم پادشاهی برای سرکشی از مناطق مختلف قلمرو حکومتی خود لباس مبدل پوشید و از قصر بیرون آمد. در میانه راه شخصی را دید که گلیم کهنه‌ای را روی زمین انداخته و  بر روی آن خوابیده است. آن شخص چنان خود را جمع و مچاله کرده بود که حتی نوک انگشتی از گلیم بیرون نبود. پادشاه با دیدن ... ادامه مطلب »

ریشه ضرب المثل از ماست که بر ماست

این ضرب‌المثل زمانی استفاده می‌شود که عملی نابخردانه توسط فرد یا افرادی انجام ‌گیرد و باعث به وجود آمدن مشکلات فراوانی شود. آورده‌اند که… مردمان شهری زیبا هرگاه پادشاهشان می‌مرد، بازی شکاری را به پرواز درمی‌آوردند و آن باز بر شانه هرکس می‌نشست پادشاه می شد. از قضا این بار قرعه فال و همای سعادت بر شانه «بخت‌النصر» نشست. بخت‌النصر ... ادامه مطلب »

ریشه تاریخی ضرب المثل تعارف شاه عبدالعظیمی

تعارفی را که از دل برنیاید تعارف شاه عبدالعظیمی می گویند. درگذشته، تهرانی های روز یا شب جمعه به زیارت عبدالعظیم در شهر ری می رفتند و بخاطر نزدیکی مسافت همان روز دوباره به تهران باز می گشتند. با این وجود اهالی شهر ری که مطمئن بودند که زائر تهرانی حتما به تهران برمی گردد او را دعوت به ماندن ... ادامه مطلب »

آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است

وقتی مطلبی آنقدر روشن و واضح باشد که احتیاج به تعبیر و تفسیر نداشته باشد، به مصراع بالا از بیت زیر است استناد می شود. پرسی که تمنای تو از لعل لبم چیست **** آنجا که عیانست چه حاجت به بیانست اما چون بنیانگذار سلسله گورکانی هند مصراع بالا را در یکی از وقایع تاریخی بکار برده، بدان جهت به ... ادامه مطلب »